الشيخ رسول جعفريان

520

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

البته قريش احتمال آن را نيز مىداد كه مسلمانان بار ديگر نيروهاى خود را گردآورى كرده و در برابر آنان مقاومت كنند . بويژه كه كسان زيادى از اوس و خزرج ، به هر دليل از جنگ تخلف كرده و امكان داشت كه اين بار به سپاه اسلام بپيوندند . ضرباتى نيز كه دشمن خورده بود چندان اندك نبود بويژه كه منطقه ، منطقهء مسلمانان بود . يكى از مشكلات قريش نيز آن بود كه بيشتر اسبهايشان تير خورده و توانايى شركت در جنگ را نداشتند . « 1 » گويا در آغاز شب ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به مدينه بازگشت و نماز مغرب و عشا را به جماعت اقامه كرد . آن شب را تا صبح ، انصار از مسجد و خانهء پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نگاهبانى مىكردند چه ، احتمال بازگشت سپاه قريش و يا حداقل گروهى از آنان براى شبيخون وجود داشت . آمار شهدا بالغ بر هفتاد و چهار نفر بود . چهره‌هاى برجسته‌اى از سپاه اسلام از مهاجر و انصار ميان شهدا بودند كه از جملهء آنها حمزه و مصعب بن عمر بودند . از طايفهء بنى عبداشهل كه مساكن آنان در نزديكى احد بود تعداد دوازده نفر به شهادت رسيدند . ابن زبعرى در شعر خود دربارهء كشتگان مسلمانان گفت : ليت أشياخى ببدر شهدوا * جزع الخزرج من وقع الاسل حين حكّت بقباء بركها * و استحر القتل فى عبدالاشل « 2 » مقصود او از اين كه جنگ چونان شتر سينه‌اش را در قبا بر زمين نهاد آن است كه تعداد زيادى از شهداى مسلمانان از منطقهء قبا بودند ؛ در ادامه نيز از كشتار بنى عبداشهل ياد مىكند . از جملهء شهدا مجذَّربن ذياد بود كه به دست حارث بن سويد كه او نيز از مسلمانان بود به شهادت رسيد . داستان از اين قرار بود كه در طى جنگهاى اوس و خزرج در جاهليت ، مجذّر ، سويدبن صامت را كه در جايى خلوت يافته بود به قتل رساند . بعدها حارث فرزند سويد و مجذر هر دو مسلمان شدند اما حارث در پى انتقام خون پدر خود بود ؛ او در بدر نتوانست چنين كند تا آن كه در احد ، از فرصت پيش آمده كه پراكندگى مسلمانان بود استفاده كرده مجذربن زياد را گردن زد . به نقل و اقدى ، چند روز پس از احد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از طريق جبرئيل عليه السلام از اين واقعه خبردار شد ؛ آنگاه بطور ناگهانى در هواى بسيار گرم عازم قبا شد ؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم معمولًا شنبه و دوشنبه قبا رفته در مسجد قبا نماز مىگزارد . اهل قبا از آمدن بىموقع آن حضرت متوجه رخداد ناگوارى شدند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم عويم بن ساعده را صدا كرد و فرمود : حارث بن سويد را نزديك درِ مسجد ببر و گردن بزن ؛ حارث به زحمت خود را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رساند ، اظهار ندامت

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 299 ( 2 ) . السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 137